تمثیلات قرآنی
دریا و ماهی
دنیا مانند دریاست ومردم مانند ماهیهای آن و شیطان ماهیگیری است که ماهیهای این دریا را به دام انداخته و شکار میکند و غضب یکی از دامهای شیطان است. مراقب باشید در دام شیطان نیفتید.
دوست و همنشین
عطر فروش و آهنگر ـ میوه فاسد
مثل همنشین خوب، مثل عطر فروش است که اگر عطرش رابه تو ندهد از بوی خوشش به تو میرسد و حکایت همنشین بد، حکایت آهنگر است که اگر لباس تو را نسوزاندبوی بدش تو را میگیرد.
همنشین بد مانند وجود میوه فاسد و گندیده در یک صندوق میوه است که در بقیه میوههای سالم اثر گذاشته و آنها را نیز فاسد و خراب میکند.
یادخدا
دژی نقوذناپذیر
مثل یاد خدا مثل مردی است که دشمن به سرعت او را تعقیب میکند و او به دژی نفوذناپذیر پناه برد و خود را از گزند آنها در امان دارد. بنده نیز چنین است. خود را از گزند شیطان در امان نگه ندارد مگر با یاد خدا
بهشت
کندو
بهشت به کندو میماند. آنها را راه میدهند که بر روی گلهای بدبو ننشسته و از هیچ چیز جز شهد گل، تغذیه نکرده باشند. پس انسان باید مراقب و مواظب باشد و باور کند که هر کجا نمیتواند بنشیند و از هر لقمهای نمیتواند تغذیه کند، چون اگر چنین کند پیش از اینکه وارد کندو شود او را دو نیم خواهند کرد.
حجاب
شیشه عطر
تا زمانی که سر شیشه عطربسته است، عطر داخل آن هم محفوظ خواهد بود ولی به محض اینکه چند ساعتی سر شیشه عطر برداشته شود عطر داخل آن میپرد و تنها شیشه خالی بدون عطر میماند که کسی بدان میلی ندارد.
حجاب هم مانند سر شیشه عطر است که بوی خوش و زیبایی و حلاوت و طراوت زنها را حفظ میکند و با برداشتن حجاب آن زیبایی و حلاوت از بین میروند. رمز زیبایی زنهای مسلمان هم همین حجاب است.
فلسفه غیبت امام زمان (عج اله تعالی فرجه)
چراغ
چراغ را از جلو بچه برمیداریم تا به آن سنگ نزند، از قدرت بچه نمیترسیم، از خطای اومیترسیم. بنابراین غیبت و غائب بودن برای جلوگیری از اشتباه است، اگر ما چراغ را از جلو بچه برمیداریم دلیل ترس و ضعف ما نیست. البته اگر تعدادی چراغ داشته باشیم ممکن است تا وقتی چراغ داریم از جلو بچه برنداریم، ولی وقتی فقط یک چراغ باقی مانده و یازده تا از آنها شکسته باشد، باید این یکی باقی بماند. پس تا احتمال این اشتباه باشد غیبت باقی است و از ظهور هم خبری نیست که نیست.
قرآن
زمین حاصلخیز
قرآن مانند خاک و زمین حاصلخیزی است که از دل آن انواع گلهای زیبا و گیاهان و میوهها و خوراک مورد نیاز مردم بیرون میآید. و هر کس بخواهد میتواند از آن بهره ببرد. البته تنها مومنین از آن استفاده میکنند و سلامت روح و روان خویش را با تغذیه از آن تامین میکنند و کفار به جای بهرهمندی از این زمین حاصلخیز به سراغ زمین تلخ و شورهزاری که علفهای هرز و گیاهان سمنی در آن میروید میروند و روح و روان خویش را بیمار و ناتوان میسازد.
نماز
هواپیما
نماز را میتوان به هواپیما تشبیه کرد.پیامبر اکرم(ص) فرمود: نماز معراج (وسیله عروج و بالا رفتن) مؤمن است.
همانگونه که:
ـ بنزین باید پاک و صاف باشد، غذای نمازگزار نیز باید پاک و حلال باشد.
ـ باند فرودگاه باید صاف و تمیز باشد، مکان نماز نیز باید پاک و حلال باشد.
ـ آشنایی با فنون خلبانی ضرروی است، آشنایی بااجزاء و احکام نماز نیز ضروری است.
ـ خلبانی که فکرش به کار پرواز نباشد، سقوط میکند، نمازگزاری که فکرش به نماز نباشد نمازش قبول نمیشود.
ـ هر قدر هواپیما اوج بگیرد، زمین کوچکتر دیده میشود هر قدر به خدا نزدیکتر شویم، دنیا کوچکتر دیده میشود.
جلوههای معلمی امام خمینی
تأخیر،هرگز!
یکی از ویژگیهای کلاس درس امام این بود که ایشان مقید بودند همیشه سروقت تدریس را شروع کنند؛ گاهی بعضی از طلاب که سر وقت نمیآمدند، ایشان اظهار ناراحتی میکردند و به آنان تذکر میدادند؛ ولی خودشان همیشه سروقت، در کلاس حاضر بودند و درس را شروع میکردند. من به یاد ندارم که ایشان حتی یک دفعه، پنج دقیقه درس را دیر شروع کرده باشند. فاصله زمانی محل درس و منزل را آنچنان درست تنظیم میکردند که سر ساعت بتوانند درس را شروع کنند. حتی گاهی 5 دقیقه زودتر میآمدند ودر آن دقایق، برای ایجاد ارامش و شروع به موقع درس قرآن میخواندند. (آیت اله ابراهیم امینی)
همواره علاقمند به پاسخگویی
حضرت امام بعد از اینکه تدریسشان تمام میشد معمولا مینشستند و شاگردان دورش جمع میشدند و سوال میکردند. کار به جایی میرسید که از دو زانو نشستن به چهارزانو نشستن میرسید و عمامهشان را روی زانو میگذاشتند و تازه اول بحث بود و تا اشکال وجود داشت، ایشان نشسته بودند و جواب میدادند. وقتی که دیگر کسی حرف نداشت از جا بلند میشدند و حرکت میکردند. (آیتاله امامی کاشانی)
توجه کامل به سخن گویند
ایشان هم در درسشان و هم در برخوردهای معمولی، وقتی شخصی میخواست مطلبی را به ایشان بگوید، با کمال دقت و حواس کامل و بدون اینکهبه کار دیگری مشغول باشند، به حرف طرف مقابل گوش میدادند که حرف طرف را خوب بگیرند. دقت امام در گوش دادن به حرفهای دیگران واقعا از خصوصیات بارز ایشان بود وحضرت امام، با وسواسی
خاص، این عمل را انجام میدادند.
(حجتالاسلام عمید زنجانی)